همخونه - تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 15:08
آدم دست خودش نیست گاهی میبینی نشستی یه جایی و فکرت پرواز میکنه سمت خونه ای که تا ماه های اول امسال بود؛ سمت همخونه ت که بهترین دوست و یار و همراهته. دنیا بازیای عجیبی داره؛ امسال کاملا یهویی بی خونه شدم، رفتم خوابگاه و بعد از خوابگاه زدم بیرون و یکماه خونه ی دوستم موندم...امسال سه بار جابجایی داشتم ...
یکسال گذشت؟ - تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 19:22
از آخرین باری که نوشتم نزدیک به یکسال میگذرهواقعا یکسال شد؟!خیلی زود نگذشت؟انگار همه چیز تغییر کرد جز احساس خستگی و ناامیدی وسیعی که در وجودم هست. انگار هر چی بیشتر دست و پا میزنم بیشتر غرق میشم. انگار نمیرسم به اون چیزی که میخواممیدونم تو فرمول رسیدنم انگار یه چیزی کمه!یه جای کار میلنگه؛ وگرنه چرا ...
نامه ی اول- بعد از مدت های طولانی - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 16:32
آقای "او" دلمان برایتان تنگ بود.انگار حجم عظیمی از خشم، تنفر، ناامیدی و غصه در من جمع شده...انگار اینروزها حتی بعد از سلام هم تمایل به "نقطه" گذاشتن دارم.شاید این تنها کلمه ای باشد که میتوانم بگویم و بعد بغض به سراغم می آید و ...احساسم طوری ست که انگار آخرین انسان باقی مانده در جهانم؛ همینقدر تنها و...
01.03.19 - تاریخ: 1401/5/31 ساعت: 11:06
امروز دوست و همخونه م میره اینکه کمی دلم گرفته رو نمیتونم انکار کنم؛از فردا کم کم باید عادت کنم به تنهایی زندگی کردنمیدونم از پسش برمیام؛ولی خب این اولشه.Adblock test (Why?)
NO.4 - تاریخ: 1401/5/31 ساعت: 11:06
مدیرم یه خانمهو بسیار دوست داشتنیدیروز بهم گفت:"امیدوارم همه چی درست بشه و چشمات اینجوری نباشه دیگه (اشاره به چشمای غمگینم) و بخنده."میدونی؟!این جمله ش قلبم رو لمس کرد.Adblock test (Why?)
01.04.04 - تاریخ: 1401/5/31 ساعت: 11:06
امشب مهمون خونه ی یه شاعر و هنرمندمخونه دفتری نقلی و قشنگیهمیای داخل و یه دیوار قفسه ی کتابه؛نمیخوام بیشتر بگم...شاید دوست نداشته باشه...خدا حواسش بهم هست.و شاید این تنها جمله ای باشه که میتونم با اطمینان تهش [نقطه] بذارمAdblock test (Why?)
NO.1 - تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 12:28
یه امضا بزنم پای سالی که رو به اتمامه؛ برم سراغ سال جدید و برنامه های جدید ...
NO.2 - تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 12:28
خیلی چیزا میخواستم و میخوام ولی ندارم و بهش نرسیدم.گاهی دلم میگیره از اینهمه نرسیدن و نداشتن. برای سال جدیدم چی میخوام؟! یه لیست ازش دارم، ولی کجا بفرستم؟ برای کی ؟نمیدونم.اینروزا بیشتر از هر وقت دیگه ای دلم میگیره و باز امیدوار میمونم تا شاید سال جدید با آرزوهام هم قدم شه.Adblock test (Why?)
برای "نون" - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 15:27
از روزی که او را اتفاقی در ایستگاه انتظار قطارهای شهری دیده بودم، دو روز میگذشت و برای قرار آنروز با زحمت فراوان راضی اش کرده بودم که بیاید. تاخیر داشت ولی میدانستم که بالاخره سر و کله اش پیدا خواهد شد. نزدیک آن ایستگاه قطار پارک کوچکی بود که من نیم ساعتی می شد که برای چندمین بار تمام طول پیاده روی ...
شوق - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 15:27
نگاهم را اندکی از او منحرف میکنم و به ساعتم میاندازم، دیگر چیزی از وقت کلاس باقی نمانده، و بعد به صفحه ی کتاب چشم میدوزم که بدون پیشروی همانجور از ابتدای کلاس باز مانده. آثار ناخشنودی را از چهره ام میزدایم و دوباره به دهان و چشم هایش خیره میشوم، هنوز دارد از آن مهمان های کذایی تعریف میکند، و من جز م...
برای "نون" - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 20:12
از روزی که او را اتفاقی در ایستگاه انتظار قطارهای شهری دیده بودم، دو روز میگذشت و برای قرار آنروز با زحمت فراوان راضی اش کرده بودم که بیاید. تاخیر داشت ولی میدانستم که بالاخره سر و کله اش پیدا خواهد شد. نزدیک آن ایستگاه قطار پارک کوچکی بود که من نیم ساعتی می شد که برای چندمین بار تمام طول پیاده روی
تکه ای از بهشت در همین حوالیست - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 20:12
بهترین دقایق روزم بعد از دیدن روی مادرم وقتی غروب ها خسته از سر کار به خانه برمیگردم و او عشق مادریش را با کلماتی پر محبت نثارم میکند بودن در خانه بچه ها و وقت گذراندن با آنهاست. دیشب جلوی درب خانه شان دقایقی را را با دو تاشان منتظر بودم که بقیه از راه برسند کلید داشته باشند و درب را باز کنند. الف
این ارتباط ناگسستنی ست - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 20:12
"الف" امشب به من گفت که خیلی دوستم میدارد، "الف" هر چی که توی دلش باشد همینطور راحت به زبان می آورد، مثلا بعدترش اضافه کرد که اولش که میدیدمت با خودم میگفتم او دیگر کیست و ازتان خوشم نمیامد. دروغ چرا، من قند توی دلم آب میشد وقتی اینها را میشنیدم، او را بوسیدم و گفتم ولی من از همان اولش تو را دوست
آدم های خوشایند - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 20:12
برایم جالب است میبینم هنوز آدم هایی هستند که وقتی بعد سالها میبینندت از سیر تا پیاز زندگی ات را نمیپرسند، بازجویی ات نمیکنند، نمیخواهند بدانند شغل ات چیست؟ چقدر درآمد داری؟ ازدواج کرده ای یا نه؟ درست را تا کجا ادامه داده ای؟ و خیلی سوال های دیگری که ربطی بهشان ندارد. میدانید اشکالات این سوالات در
"Je l'aime à mourir" - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 20:45
"هر چه را که میخواهید ویران کنید کافیست که او آغوش بگشاید تا همه را از نو بسازد" پی نوشت: ترجمه قسمتی از ترانه ای فرانسوی است که بسیار دوستش دارم
زندگی با عطر جاسمین و بهارنارنج - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 20:45
عاقبت یک روز میروم ژاپن دست یکی از آن چشم بادامی های تو دل برو را میگیرم با خودم میبریم سن پطرزبورگ که هیچ کس زبان هیچ کس را نفهمد و وراجی کردن وسوسه اش نکند، یک کافه کوچک کنار رود نیوا اجاره میکنیم و دمنوش خورد توریست ها میدهیم، من بهارنارنج، بابونه، گل گاوزبان، زعفران، آویشن و چای سیاه و او ریوکوچ...
Eternal Tears Of Sorrow - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 20:45
" I'm nothing but a shattered soulBeen ravaged by the chaotic beautyRuined by the unreal temptationsI was betrayed by my own beliefs... " I think I am done here. I am so fed up with life, Screw it.You were a sight for sore eyes, not anymore babe, not anymore...
ببین که در طلبت حال مردمان چون است - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 20:45
کار میکنم، هر روز و هر روز بی وقفه کار میکنم، تمام روز های تعطیل را هم کار میکنم، پیش از طلوع آفتاب از خانه در میآیم و نا نمیماند در من تا پس از غروب که به خانه برگردم، روزهای هفته همه شان شبیه هم شده اند و هفته ها را دیگر نمیدانم کی می آیند و کی میروند. طعم گس دود را ته حلقم خاک را در چشمانم گرمای ...

برچسب‌های مرتبط

زندگی با عطر دارچین | eternal tears of sorrow | eternal tears of sorrow lyrics | eternal tears of sorrow metallum | eternal tears of sorrow tour | eternal tears of sorrow a virgin | eternal tears of sorrow shirt | eternal tears of sorrow new album | eternal tears of sorrow tabs | eternal tears of sorrow aurora borealis